محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
605
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
1 . نيز بنگريد : الكامل ، مبرّد 1 / 18 . - م . 2 . الكامل ، مبرد ، همان . 3 . اين بيت از شأس بن نبهان بن أسود معروف به ممزّق عبدى است . وى با سرودن همين بيت : « فإن كنت مأكولا فكن خير آكل * و إلّا فأدركنى و لمّا أمزّق » به الممزّق لقب يافت . مطلع قصيدهاى كه بيت در آن آمده اين است : « أرقت فلم تخدع بعينىّ و سنة * و من يلق ما لاقيت لا بدّ يأرق » ( الأصمعيّات ، ش 58 ؛ طبقات الشّعراء ، ابن سلّام ، ص 70 ؛ الشّعر و الشّعراء ، ص 314 ، البيان و التّبيين ، جاحظ 1 / 375 ؛ الكامل مبرّد 1 / 18 ؛ الاشتقاق ، ص 330 ؛ جمهره ، ابن حزم ، ص 299 ؛ المزهر 2 / 435 ) . - م . ( 1 ) 371 / ب داستان نامههاى عثمان به والى مصر براى كشتن محمّد بن ابى بكر و كسانى ديگر كه همهء آنها ، بر ساخته و بىپايه است . طب ، ص 2942 و پس از آن ( سال 35 ه ) ؛ ابن العربى ، العواصم من القواصم ص 96 ؛ بك 7 / 185 الخ ( سال 35 ه ) ، المطالب العالية ، ابن حجر ، ج 4 شمارهء 4438 به نقل از ابن راهويه ؛ السّيوطى ، تدريب الرّاوى ، ص 151 ؛ مسند البزّاز ( نسخهء خطّى ) كتاب الفتن . ابن سبأ ( 1 ) مردى يهودى و از مردم صنعاء بود ؛ و چون مادرش زنى سياه بود ، او را « ابن السّوداء » نيز مىگفتند . وى در روزگار عثمان ، اسلام آورد و سپس براى گمراه كردن مسلمانان ، به سفر در سرزمينهاى اسلامى پرداخت . از حجاز به راه افتاد ، به بصره و كوفه و سپس به شام رفت . ولى دربارهء خواستهء خويش ، نتوانست به هيچيك از مردم شام دست يابد . او را از سرزمين شام بيرون راندند و روانهء مصر شد . . . در آنجا عقيدههايى از خود ابراز كرد : نخست آنكه گفت : محمّد ( ص ) سرور ما ، از حضرت عيسى برتر است . بنابراين ، براى بازگشت به زمين ، او شايستهتر از عيسى ( ع ) است . ديگر آنكه گفت : هر پيامبرى را وصيى است و على ( ع ) وصىّ محمّد ( ص ) است . محمّد ( ص ) ، پايانبخش پيامبران و على ( ع ) پايانبخش اوصياست . ( پيداست كه وصىّ يعنى كسى كه وصيت مرده را به كار بندد ، نه كسى كه تنها ، سفارش و وصيّت ميت را بشنود ) . ابن سبأ سپس گفت : عثمان ، خلافت را به ناحق به دست گرفته است ؛ وصىّ پيامبر خدا ( ص ) ، اين مرد ( يعنى على بن ابى طالب ( ع ) است . پس ( اى مسلمانان ) در اين راه ، بپاخيزيد و آن را دنبال كنيد . اين كار را با سرزنش فرمانروايانتان و بد گفتن به ايشان ، آغاز كنيد . . . او داعيان خود را ( به